بایگانیِ نوامبر 2010

موج وبلاگی بسیجی واقعی

بسم الله الرحمن الرحیم

بسیج را چه تعریف کنیم؟

من بسیج را با افتخاراتش می شناسم با عقاید متعالیش با ولایت پذیریش. آسیب شناسی بسیج بماند برای کارشناسانش

من یک بسیجی واقعی را می شناسم که زنده است !

او در بسیج کار می کند در یکی از مراکز بسیج در مرکز تهران

سه روز در هفته تهران است و سه روز قم

اهل قم است. وقت خواستگاری به همسرش می گوید من یک بار ازدواج کردم.با کارم! همسر و فرزند خردسالش سه روز در هفته را نزد پدر و مادر همسر می گذرانند

در تزکیه نفس و علم اخلاق تلاش بسیار کرده .بسیار خوش خلق و آرام است دوستان را برای اردوهای بصیرتی مدیریت می کند با جوانان به بحث می نشیند.

در یکی از دانشگاه های تهران مکانیک می خوانده حالا هم که مدرک علوم و حدیثش را گرفته . من بسیجی واقعی را ایشان میدانم. اگر از نحوه زندگی و حقوق دریافتیش بگویم صد بار خدا را شکر می کنید از زندگیتان

دوست دارد آرام و ناشناخته بماند. این خلصت همه بسیجی هاست «همه بسیجی های واقعی»

داستان در ستاره های درخشان بسیج بسیار است از کدام بگویم که حق مطلب را ادا کرده باشم؟ از اویی که علی وار شبهای تاریک با وانت مواد خوراکی را در محلات فقیر پخش می کرد؟ از آنکه خانواده هایی را تحت سرپرستی داشت بی آنکه آن خانواده ها او را بشناسند؟ از آن که چون وقت برای عبور از معبر نبود تن خود را روی سیم خاردار ها و مین ها می انداخت تا دیگران از رویش رد شوند «می گفت بعد از عبور گردان چیزی شبیه گوشت چرخ شده بود». از آن بسیجی هایی بگویم که زیر شنی تانک جان سپرد؟ از آنهایی بگویم که شبها قبری برای خود کنده و در آن به سحر می رساندند تا تزکیه کنند نفس خویش را؟ از آن جوانان شانزده ساله بگویم که شوت خوب کردن و از خود خوشش آمدن را سیئه می شمارد یا از فهمیده ها بگویم؟ از کجا بگویم که بسیج مدرسه عشق است؟ از کجا بگویم که بسیج دایره ولایت است از چه بگویم که گوهر بسیج را در هر چه بیالایند باز بسیج همان است و زمستان که می رود رو سیاهی فتنه گران همیشه تاریخ به آنان می ماند غبار فتنه ننشست تو از جا بلند شو تا سری بالاتر از غبار گیری و همه جا بینی

«ما منتظر ظهوریم» کی می شود «ما آماده ظهوریم»