بایگانیِ ژوئن 2010

روایت حلال

دو روز پیش سر ظهر داشتم به خونه بر می گشتم  توی یه خیابون خلوت یه مرد لاغر آفتاب سوخته ای آرام آرام از کنارم رد شد و وقتی چند قدم جلوتر رسید برگشت با لهجه عجیبی یک سری کلمات نامفهوم رو بلغور کرد! من نفهمیدم بار دوم بلغور کرد! باز هم نفهمیدم! بعد با یه لهجه درست درمون تری گفت انگلیسی بلدی؟ گفتم بله بازم همون جمله اول رو با همون لهجه اول تکرار کردهاج و واج مونده بودم ! یهو یه مرد دیگه ای سر رسید اون یارو  همون کلمات رو بهش گفت یارو برگشت گفت بلغاریه ! میگه طلا فروشی کجاست! جلل خالق که اینا رو به زبون انگلیسی گفت و ما نفهمیدیم و اون سه سوته همشو ترجمه کرد! مرد گفت وات دو یو وانت بلغاریه گفت شاپ !گلد شاپ! به جان عزیزتون دفعه های پیش نگفته بود گلد شاپ! که من همین سوال رو ازش کرده بودم!

بعد یه دستمال کاغذی در آورد  از جیبش و باز کرد یه زنجیر طلا نشون داد و با لهجه پدر و مادر دار تری گفت 200 تا میخوام گفتم یورو یا دلار؟ گفت تومان! بعد یارو طلا رو ازش گرفت و سبک سنگین کرد بلغاریه من من می کرد که طرف گفت «انا مسلم» گفت دو میلیون میارزه همینجا نگهش دار من برم از توماشین بیارم و با سرعت از اونجا دور شد در همین حین نفر سومی رسید  کار های نفر قبلی رو تکرار کرد و گفت دومیلیون میارزه بزار بش بدم یه چیزی هم به تو میدم شیرینی گفتم نه آقا خودت میگی دومیلیون میارزه بعد میخوای دویست تومن بش بدی! گفت خودش راضیه! منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم من نمیدونم تفکر شما چیه اما این کار حروم خوریه! این بار یارو گفت خودت نداری بهش بدی؟ گفتم چرا اما دو میلیون ندارم در ضمن طلا فروشی 1 کیلومتر پایین تره سر راهمم هست میبرمش اونجا که بلغاریه قبول نکرد یه چند قدمی  به موازات من اومد و من گفتم با من بیا گلد شاپ یک کیلومتر پایین تر در انتهای همین خیابونه اما نیومد

———————————–

داستان همین جا تموم شد اما من علاقه به تفسیر همه چیز دارم اگر دوست دارید با من بخونید:

به خواندن ادامه دهید

ستاد امر به معروف مجازی

ستاد امر به معروف مجازی قراره توی نت بگرده و ایرادات و اشکالاتی که به نظرش میاد رو به صورت خصوصی یا در صورت عدم معارضه بصورت پست در وبلاگ قرار بده

قراره اینجا من مصاحبه ها و گفت و گو های مجازی و غیر مجازی رو به صورت کوتاه قرار بدم

قراره امر به خوبی ها  بشه و اگر نهی از بدی هم بشه در دل همان خوبی باشه  یا در کنارش

قراره شیعه مظلوم  صدای یا ولینا سر بده قراره به همه دوستان و هم شهری ها و هم وطن ها و هم بشر ها! گفته بشه که ما هدفمون چیه !

بهشون بگیم که ما تعریفمون از خوبی و بدی چیه گفته بشه چرا جمهوری اسلامی!

اگر هر دین و مسلکی و هر خط اعتقادی و سیاسی داری یا هنوز برات یه سری سوال مونده که حل نشده ، اگر خیلی با بچه حزب اللهی ها و بسیجی ها بحث کردی و به نتیجه ای نرسیدی بیا  و یک بار امتحان کن  میشینیم باهم بر سر منطق حرف می زنیم .اگر هم نیاز به توضیح بیشتری داشتی به آدم های بهتری ارجاعت میدم من در کلیه شبکه های اجتماعی و پیغام رسان ها  با نام کاربری editmysoftwer هستم ! اگر فکر می کنی حرفت حقه منو قانع کن !

حماسه حضور

بسمه تعالی

گرامیداشت حماسه حضور

نزدیک به نیم قرن است خرداد ماه، ماه شکوفه زدن درخت استقامت و آزادگی به شمار می‌رود. درختی که شاید اولین جوانه‌اش در نیمه‌ی خرداد 1342 به ثمر نشست؛ در حالی‌که کور دلان پنداشته بودند کشتار، این نهال نوپا را از پا خواهد انداخت. خون شهدای این واقعه نهال استقامت را در دل سربازان حضرت روح‌الله که آن روزها هنوز در قنداقه بودند، دواند. آن‌چنان که بعدها امام امت در اعتقاد به ثمربخشی خون شهدای این روز، انتظار فرج از نیمه‌ی خرداد کشید…

خام اندیشان چندباره تلاش کردند وقایع این ماه را به نفع خود مصادره کنند، اما لطف الهی سبب شد در همیشه‌ی تاریخ، حوادث این ماه، خلاف خواست ایشان نقاط عطفی برای ملت ایران قرار گیرد.

اگر خرداد ماه، امام امت را به آسمان‌ها برد در اين سو رهبری فرزانه به انقلاب اسلامی عطا کرد که به قلم تدبیرش، بسیار آسمان را به خدمت پابرهنگان عالم گرفت.

اگر خرداد آیت‌الله سعیدی، بخارایی، امانی، صفارهرندی، نیک نژاد و چمران را بر خاک شهادت نشاند، از اين سو جوانان غیور وطنمان را میوه‌ی خون این شهیدان قرار داد تا با خون ایشان معامله‌ی «سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ‬» کرده باشد.

اما آنچه این روزها کانون توجه همگان شده، حوادث مربوط به انتخابات خردادماه 1388 است. حوادثي که گرچه با تلخی‌های بسیاری در سطوح مختلف همراه بود، اما به شرط برخورد مدبرانه‌ی مردم و البته مسئولین و خواص جامعه می‌تواند نقطه‌ای بسیار روشن در راستای تصفیه‌ی حق از باطل باشد.

در این میان آنچه مورد غفلت قرار گرفته تضییع حقوق بسیاری مردم توسط عده‌ای زیاده‌خواه است. زیاده‌خواهانی که مقابل نتیجه‌ی صندوق‌ها، عوض تمکین در مقابل جمهوریت جاری در متن جامعه‌ی اسلامی‌مان، موضع انتقام از ملت را پیشه کردند و نشان دادند نه فقط اسلامیت، که جمهوریت این نظام را نیز تا وقتی به رسمیت می‌شناسند که نتیجه‌اش منفعت آنان باشد.

رای ملت نادیده گرفته شد. ملتی که با حضور بی‌نظیر خود در 22 خرداد 1388 دنیا را مبهوت حماسه‌آفرینی هوشمندانه‌ی خود کرد. مردمی که امام آنها را ولی نعمتان خود می دانست. مستضعفینی که بار اصلی انقلاب و نهضت بر دوش آن‌ها بوده است. حالا جماعتی با تقسیم بندی آراء کمی و کیفی می‌خواهند آراء مرکزنشینان را بر سایر مردم رجحان دهند.

حمله به مراکز نظامی، مساجد، اماکن عمومی و حریم خصوصی، زیر پا گذاشته شدن مقدسات و آرمان‌های امام و امت، توهین به امام و رهبری، بازی با حیثیت نظام، همه‌ی این‌ها با شعار و ادعاي تقلبي شروع شد كه حتی یک دلیل منطقی بر آن ارائه نگرديد.

ايراد تهمت و افترا و توهین به نهادها و افرادی که یادگاران امام خمینی بوده‌اند، از سپاه و بسیج گرفته تا شورای نگهبان که با ابتکار امام به وجود آمده‌اند؛ تا ولایت فقیه که میراث معنوی حضرت روح‌الله بشمار می‌رود؛ توهین به رئیس جمهور منتخب ملت و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، همه و همه فقط گوشه‌ای از جرائمی است که در طول این مدت به دست و فرمان فتنه‌گران صورت پذیرفته. چه آنكه جرم بزرگ به فرموده‌ي رهبر معظم، ادعاي بي‌مدرك تقلب در انتخابات است.

حقوق ملتی ضايع شد که می‌توانست با تکیه بر این شکوه و اقتدار ملی، غبار مظلومیت را از چهره نظام و انقلاب خود در عرصه‌ی دروغ‌ پردازی‌ها و سیاه‌نمایی‌های بین‌الملل بزداید. جشن کوچکی به یمن پیروزی ملت بر استبداد بگیرد و آرامشی دل‌انگیز بعد از هیاهوی آن‌چنان بی‌سابقه‌ی انتخابات داشته باشد. امنیت مالی و جانی و البته احترام مضاعف به ارزش‌هایی را که پیروز انتخابات بود، تجربه کند و…

این‌ها بخش کوچکی از حقوق پایمال شده‌ی ملت غیور ایران بود. ملتي كه با حضور خیره ‌کننده‌ی خود در 9 دی ماه و 22 بهمن 88 اعلام کرد در مقابل تمام حقوق پایمال شده‌ی خود، تنها به تسویه حساب با عاملین و گردانندگان اصلی این حوادث تلخ قانع است که این نیز خود خبر از بزرگی این ملت حسینی می‌دهد.

ذیل فرمایشات رهبری عظیم‌الشان انقلاب، اگرچه نظام ناگزیر به دفع برخی نیروهای بعضاً سابقه‌دار خود شده است؛ اما به شرط مانع شدن از هرگونه اهمال، اصرار نظام بر ریزش حداقلی است.

چه آنكه متاسفانه احساس می‌شود در پوشش شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی، موضوع ناگزیر دفع عناصر دنیازده و بداخلاق نادیده گرفته می‌شود.

اگرچه امت حزب‌الله هماره به رسالت خود یعنی تحذیر جبهه‌ی باطل در راه خطا اصرار و همچنان بزرگوارانه به ایشان گوشزد می‌کند که «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ‬» اما در موازات، از مسئولین ذیصلاح قوا مطالبه‌ی حقوق تضییع شده‌ی خود را دارد.

و صد البته اگر حرکتی مبنی بر برخورد قاطعانه با عناصر فتنه به اطلاع مردم نرسد، امت روح‌الله هرگز منتظر خواص خفته، مرعوب و مردود نخواهند ماند، مستقلا حقوق پابرهنگان خمینی کبیر را با استناد به بند م وصیت‌نامه الهی سیاسی پیرجماران اعاده خواهند کرد…

امضاء کنید

جمعی از فعالان عرصه ی سایبر